هپی نیو یییر...

خیلی باحاله، من نمی نویسم، تو هم نمی نویسی و هر کدوم منتظریم بلاخره یکیمون از رو بره! اما پدرت در نهایت مهربانی با ارسال ناگهانی دو تا کلیپ و متن در دو روز متوالی این پیوند از هم گسسته رو حفظ می کنه...

ولی خب واقعیت اینه که داستان ما هیچ آخری یا بهتر بگم پایان خوشی مثل بقیه قصه ها نداره، شدیم عین فرفره، انقدر می چرخیم و زمین و زمانه می چرخه تا سرانجام یه جا تموم بشیم بمیریم راحت شیم از این زندگی های نکبت بارمون...